دعا
خانم دکتر جعفری سالها به شما کمک کرد... و امروز به دعای شما نیاز داره...
بر اثر سانحه تصادف ۶ ماهه که توی کماست...
شما رو به خدا دعاش کنین تا برگرده و دوباره این بلاگ جون بگییره
التماس دعا
خانم دکتر جعفری سالها به شما کمک کرد... و امروز به دعای شما نیاز داره...
بر اثر سانحه تصادف ۶ ماهه که توی کماست...
شما رو به خدا دعاش کنین تا برگرده و دوباره این بلاگ جون بگییره
التماس دعا
محیط وب جای مناسبی برای پاسخ نیست. لطفا آدرس ایمیل یا وبلاگت رو برام بفرست
چرا ما آدمها بیشتر از آنچه هستیم و داریم از خود طلب میکنیم؟؟؟
این یعنی گهی زین به پشت و گهی پشت به زین!!
همیشه پاسخگو بودم اما اینبار سوال دارم!
بعد از یه مدت طولانی برگشتم.
بخاطر تاخیر از همه عذر میخوام.
بنابر نظراتی که برخی دوستان گذاشته بودن و با توجه به بعضی انتظارات نادرست نسبت به مشاوره تصمیم گرفتم به طور کلی اما مختصر مشاوره رو تعریف کنم. چرا که بعضی از دوستای خوبمون از ما انتظار دارن به جای اونها فکر کنیم و تصمیم بگیریم و عمل کنیم
پس با اجازه:
مشاوره چیست؟
1- معنای لغوی مشاوره ، همکاری کردن و رأی و نظر تخصصی دیگران را برای انجام دادن کاری خواستن است ( شفیع آبادی - 1372)
2- مشاوره اصطلاحی کلی است که برای فرآیندهای مختلف نظیر مصاحبه کردن ، اجری آزمونها ، راهنمایی و ... به منظور کمک به افراد و یاری دادن به آنان ، برای حل مشکلاتشان و برنامه ریزی برای آینده خود به کار می رود . ( وبر 1985 – به نقل از ساعتچی ، 1377)
3- به نظر پاترسون ، مشاوره جریان یاورانه ای است که در آن برقراری رابطه ی صمیمی بین مراجع و مشاور ضرورت دارد . مراجع ، مشکل روانی و عاطفی دارد که از طریق حضور و تعامل در جلسه ای مشاوره، راه حل برای مشکلش می یابد و مشاور در حل مشکلات روانی مهارت دارد در این دیدگاه ، برقراری رابطه ای مشاوره ای درمان بخش است و تنها دادن اطلاعات و پند و اندرزبه مراجع،مشاوره محسوب نمي شود ( شفیع آبادی – 1383).
4- مشاوره یکی از فنون راهنمایی است که آن را قلب برنامه ی راهنمایی می دانند . سازماندهی و بقای یک برنامه ی راهنمایی ، بدون اثرات ارزنده ی خدمات مشاوره ای نمی تواند چندان موثر باشد . ( نوابی نژاد –1373)
به دلیل فوت مادربزرگ عزیزم از همه دوستانی که وقت مشاوره داشتن عذر خواهی میکنم
و امیدوارم عذر خواهی من رو بپذیرن
اگر به قسمت نظرات پست قبلی مراجعه کنید خواهید دید که دوستان ابراز لطف کردن و نظرشون رو راجع به پست روابط اینترنتی گفتن.
اولا ممنونم که وقت میزارید و مطالب رو میخونید.
در مورد نظرات باید بگم این نوشته ربطی به تجارب شخصی نداره و در کنار گفته آقایی که لطف کردن و بنده رو مورد انتقاد قرار دادن باید عرض کنم
دوست خوبم این نوشته تمام چیزیه که فکر میکنم به درد همه بخوره . کسانی که با این متن مخالفت خواهند کرد حتما یا نظر منطقی و قانع کننده ای دارند یا اینکه برای توجیه خودشون که شاید همین حالات رو دارند مخالف بودن.
پس از شما و همه ی دوستان که این مطلب رو میخونن تقاضا میکنم نظرشون رو به طور کامل برام بنویسن
بله شاید من هم دارم اشتباه میکنم!
انسان ممکن الخطاست .
منتظر نظراتتون هستم( بی صبرانه)
باز هم ممنون از وقتی که میگذارید
سن و جنسیت
سلام
امروز تصمیم گرفتم راجع به رابطه های اینترنتی با شما صحبت کنم. اما نه به زبان یک پزشک ، بلکه به زبان عامیانه و خودمونی.
امیدوارم لذت ببرید.
ببینید همه ی شما می دونید که حدود ۱۰ سالی میشه که پدیده ی اینترنت توی کشور ما رونق پیدا کرده و روزانه افراد زیادی وارد اینترنت می شن وبه سایت های مختلف سرک می کشن تحقیق می کنن برای دوستان و هم بستگانشون ایمیل میدن چت می کنن. در این بین هم دوستای اینترنتی زیادی پیدا می کنن با اون ها اشنا میشن چت می کنن شماره موبایل و تلفن رد و بدل می کنن ادرس میدن و..... گاهی مواقع این اشنایی ها و دوستی ها منجر به عشق های مجازی میشه . دختر و پسر هایی که در یاهو با هم اشنا میشن و چت می کنند و یه دل نه صد دل وابسته ی هم میشن هر روز به نت میان تا خبر یا ایمیلی از عشق جیدیدشون دریافت کنند . روز ها وهفته ها با عشق مجازیشون پشت کامپیوتر و توی نت سر می کنن از خونواده هاشون دور میشن تو فکر این هستند که ایا این رابطه و دوستی رو ادامه بدن یا نه یا مثلا امروز به عشق مجازیشون چی بگن؟ شماره بدن یانه و هزار جور فکر دیگه. ولی بعد از گذشت چند هفته وچند ماه یه دفعه متوجه میشن که دیگه از اون عشق مجازیشون خبری نیست نه ایمیلی نه افی نه...... همه چیز تموم میشه و میره به این راحتی . در این بین اون همه وقت و فکر ارزشمندی که صرف پاسخگویی به ایمیل ها و اف ها بوده نمو د پیدا می کنه . ببینید افراد ی که وارد نت می شوند دو نوع هستند دسته ی اول افرادی هستند که رابطه ها برای اون ها هیچ معنی نداره و فقط برای این که اوقات بیکاریشون رو پر کنن و حرفی زده باشن یا بخوان احساسات بقیه رو به بازی بگیرن وارد نت میشن و چت می کنن. براشون فرقی نداره چی تایپ می کنن اصلا طرف مقابلشون کیه. دسته ی دوم افرادی هستن که خیلی تحت تاثیر احساساتشون قرار می گیرن خیلی زود به دیگران به خصوص جنس مخالفشون وابسته میشن و همیشه منتظر دریافت ایمیل یا افی از عشق مجازیشون یعنی اونی که خیلی بهش عادت کردن هستند همیشه به اونها فکر می کنند و بدون این که حتی یک بار هم اون ها رو دیده باشن به اونا وابسته میشن و شب و روزشون رو با فکر عشق های مجازیشون سر می کنن. به نظر شما کدوم یکی از این رابطه ها درسته و به سود دو طرفه؟
به نظر من هیچ کدوم از این رابطه های اینترنتی به درد بخور نیستن . همیشه باید یه حد تعادلی واسه هر چیزی وجود داشته باشه توی رابطه ها و دوستی های اینترنتی هم همین طور.
مثلا تا حالا با خودتون فکر کردین که چقدر توی این چت کردن ها حرف های بی ربط رد و بدل می کنین؟ چرا یاد گرفتیم که همیشه جنبه نادرست و بد یک قضیه رو نگاه کنیم.
وقتی هم که چت می کنیم هیچ سودی از این رابطه ی دو طرفه نمیبریم.
من یکی رو میشناسم که با استفاده از همین اینترنت و پدیده ی چت تونست پایان نامه دانشگاهش رو به اتمام برسونه و لیسانسش رو بگیره.
قضیه از این قرار بود که ندا یک پزشک ایرانی در کانادا اشنا میشه(از طریق چت) بعد وقتی که به ان پزشک می گه که خودشم توی رشته پزشکی تحصیل می کنه و در حال حاضر داره تحقیق می کنه در مورد یه موضوعی تا پایان نامه دانشگاهشو تحویل بده اون جناب پزشک هم برای این که به ندا کمک کنه و اون سریع تر بتونه لیسانسش رو بگیره
چند تا کتاب پزشکی و کتاب هایی که اصلا توی ایران وجود نداره و نایابه و به درد تحقیق ندا هم می خورده پست می کنه. و ندا جون هم پس از گذشت سه هفته لیسانسش رو می گیره و دوباره اون کتاب هارو برای اون جناب پزشک پست می کنه .
دیدید چقدر خوب میشه از این پدیده ی چت استفاده کرد و سود برد؟ می دونید چقدر می تونید زبان انگلیسیتون رو با همین چت کردن تقویت کنید با ادمای دیگه از کشور های مختلف اشنا بشید با اداب و رسومشون اعتقاداتشون. شما وقتی که وارد نت میشید انگار دارین دور دنیا رو می گردین پس سعی کنید که درست ازش استفاده کنید
من نمی گم چت چیز بدیه چت نکنید نه من می گم که به جای گفتن حرف هایی که همش وقت تلف کردنه سعی کنید که زبان انگلیسیتون رو خوب کنید بعد با ادمای مختلف از کشور های گوناگون اشنا بشید. این طور چت کردن و یاد گرفتن مثل این می مونه که وارد کشور های مختلف شدید و دارید با ادمای اون کشور ها گفتگو می کنید و لذت میبرید.
مثله این میشه که دور دنیا رو گشتین و چیز های زیادی از ملیت های مختلف یاد گرفتین غیر از اینه؟
پس از همین الان و از همین حالا تصمیم بگیرید که از پدیده ی چت و اینترنت فقط و فقط در جهت مناسب و درستش استفاده کنید و بیخودی وقتتون رو صرف ایمیل های بی مورد و چت هایی که شما رو از کار و زندگی دور می کنند و چیزی به اطلاعات شما اضافه نمی کنند نکنید.
عزیزای من سعی کنید که هر روز به اطلاعاتتون رونق ببخشید
خب من دیگه خیلی پر حرفی کردم. ولی ازتون یه خواهش دارم و اونم اینه که هیچ وقت اسیر عشق های مجازی و اینترنتی نشین چون سر و ته نداره
توی دنیای نت دروغ و نیرنگ و ریا زیاد هست حواستون حسابی جمع باشه حسابی
موفق باشید.
سلام
این سوال یکی از دوستان بود که در قسمت نظرات وبلاگ گذاشته بودن.
و اما جواب....
دوست خوبم
این سوال از دیدگاه های مختلف میتونه تحلیل های متفاوتی داشته باشه!!
میتونید راجع به دیدگاه های متفاوت مثل فیزیک کوانتوم ، اسلام و .. تحقیق کنید.
و اگر بخواهید به این موضوع از دیدگاه روانشناسی نگاه کنید میتونم بگم..
این اصطلاح که میگن جهان پیرامون ما بازتاب نیروی درون ماست این طور تحلیل میشه":
نیروی درون ما از افکار ما سرچشمه میگیره و افکار ما مسلما میتونه تو زندگی ما تاثیر گذار باشه..
وقتی ما به چیزی فکر میکنیم و این افکار همیشه ما رو درگیر خودش بکنه ناخود آگاه تمام کارهامون به سمت رسیدن به اون فکر میره و در نتیجه اون فکر به هدف تبدیل میشه و اینقدر ذهنمون با فکر کردن به اون هدف مشغول میشه که کم کم بهش علاقه مند میشیم و قطعا انسان به صورت ذاتی به دنبال علائقش میره. در نتیجه به هدفت میرسی یا حداقل تلاش میکنی که به هدفت برسی و به این ترتیب تمام وقتت به تلاش میگذره و تو این شرایط انسان احساس موفقیت میکنه و خودشو پیروز میدان میدونه.
و این در روانشناسی یعنی به اوج رسیدن. شما به اوج جایگاهی میرسی که شایستگیشو داری و از خودت انتظار داری.
پس برای رسیدن به اوج هست که میگیم باید جهان پیرامون ما بازتاب نیروی درون باشه.
امیدوارم تونسته باشم کمکتون کرده باشم هرچند این نوشته ها برای توضیح این موضوع بسیار کوتاه و کم هستند.
ازدواج مقدسترين كلمه زندگي است و شيرينترين خاطره هر فرد در عمر خويش است، ازدواج پيوندي آسماني در عرصه زندگاني است كه سلامت روح و روان و تأمين سعادت و بهروزي زوجين را تضمين ميكند. در فرهنگ اسلامي، ازدواج مايه شكفتن غنچههاي عشق در گلستان زندگي و پيوستن زوجهاي مكمل در عرصه رشد و بالندگي است چرا كه روياهاي شيرين و شگرف جواني، تنها در پرتو شعاع خورشيد زندگي مشترك تعبير ميشود و در سايه گذشت، تفاهم و تلاش مشترك با واقعيتها و حقايق زندگي اجتماعي تطبيق داده ميشود.