تبليغاتX
وبلاگ مشاوره با دکتر سحر جعفری

وبلاگ مشاوره با دکتر سحر جعفری

سلام

 

به دلیل فوت مادربزرگ عزیزم   از همه دوستانی که وقت مشاوره داشتن عذر خواهی میکنم

 

و امیدوارم عذر خواهی من رو بپذیرن

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 21:40 توسط جعفری| |
سلام

 

اگر به قسمت نظرات پست قبلی مراجعه کنید خواهید دید که دوستان ابراز لطف کردن و نظرشون رو راجع به پست روابط اینترنتی گفتن.

 

اولا ممنونم که وقت میزارید و مطالب رو میخونید.

در مورد نظرات باید بگم این نوشته ربطی به تجارب شخصی نداره  و در کنار گفته آقایی که لطف کردن و بنده رو مورد انتقاد قرار دادن باید عرض کنم

 

دوست خوبم این نوشته تمام چیزیه که فکر میکنم به درد همه بخوره . کسانی که با این متن مخالفت خواهند کرد حتما یا نظر منطقی و قانع کننده ای دارند یا اینکه برای توجیه خودشون که شاید همین حالات رو دارند مخالف بودن.

 

پس از شما و همه ی دوستان که این مطلب رو میخونن تقاضا میکنم نظرشون رو به طور کامل برام بنویسن

 

بله  شاید من هم دارم اشتباه میکنم!

 

انسان ممکن الخطاست .

 

منتظر نظراتتون هستم( بی صبرانه)

 

باز هم ممنون از وقتی که میگذارید

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 12:21 توسط جعفری| |
اسـکیزوفرنی نـوعی بیــماری مــغزی جدی، مزمن و ناتوان کننده است. تقریباً یک درصد از جمــعیت طی دوره زندگی خـود به اسکیزوفرنی مبتلا می شوند. بیـش از ۷۰۰ هزار ایرانی امسال از این بیماری رنج می برند.

سن و جنسیت

اسکیزوفرنی به یک میزان بر زنها و مردها اثر می کند.
این بیماری معمولاً در مردها زودتر و در سنین جوانی بروز می کند. اما در خانم ها در اواخر بیست سالگی و اوایل سی سالگی ایجاد می شود. کودکان بالای 5 سال نیز ممکن است به اسکیزوفرنی مبتلا شوند، اما بروز این بیماری قبل از دوره نوجوانی بسیار نادر است.

ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 12:59 توسط جعفری| |

 سلام

امروز تصمیم گرفتم راجع به رابطه های اینترنتی با شما صحبت کنم. اما نه به زبان یک پزشک ، بلکه به زبان عامیانه و خودمونی.

 

امیدوارم لذت ببرید.

ببینید همه ی شما می دونید که حدود ۱۰ سالی میشه که پدیده ی اینترنت  توی کشور  ما  رونق پیدا کرده و روزانه افراد زیادی وارد اینترنت می شن  وبه سایت های مختلف سرک می کشن تحقیق می کنن برای دوستان و هم بستگانشون ایمیل میدن چت می کنن.  در این بین هم دوستای اینترنتی زیادی پیدا می کنن با اون ها  اشنا میشن چت می کنن شماره موبایل و تلفن رد و بدل می کنن ادرس میدن و..... گاهی مواقع این اشنایی ها و دوستی ها منجر به عشق های مجازی میشه . دختر و پسر هایی که در  یاهو با هم اشنا میشن و چت می کنند و یه دل نه صد دل وابسته ی هم میشن هر روز به نت میان تا خبر یا ایمیلی از عشق جیدیدشون دریافت کنند . روز ها وهفته ها با عشق مجازیشون پشت کامپیوتر و توی نت سر می کنن از خونواده هاشون دور میشن تو فکر این هستند که ایا این رابطه و دوستی رو ادامه بدن یا نه یا مثلا امروز به عشق مجازیشون چی بگن؟ شماره بدن یانه و هزار جور فکر دیگه. ولی بعد از گذشت چند هفته وچند ماه یه دفعه متوجه میشن که دیگه از اون عشق مجازیشون خبری نیست نه ایمیلی نه افی نه...... همه چیز تموم میشه و میره به این راحتی .  در این بین  اون همه وقت و فکر ارزشمندی که صرف پاسخگویی به ایمیل ها و اف ها بوده نمو د پیدا می کنه  . ببینید افراد ی که وارد نت می شوند دو نوع هستند دسته ی اول افرادی هستند که رابطه ها برای اون ها هیچ معنی نداره و فقط برای این که اوقات بیکاریشون رو پر کنن و حرفی زده باشن یا بخوان احساسات بقیه رو به بازی بگیرن وارد نت میشن و چت می کنن. براشون فرقی نداره چی تایپ می کنن اصلا طرف مقابلشون کیه. دسته ی دوم افرادی هستن که خیلی تحت تاثیر احساساتشون قرار می گیرن  خیلی زود به دیگران به خصوص جنس مخالفشون وابسته میشن  و همیشه منتظر دریافت ایمیل یا افی از عشق مجازیشون یعنی اونی که خیلی بهش عادت کردن هستند همیشه به اونها فکر می کنند و بدون این که حتی یک بار هم اون ها رو دیده باشن به اونا وابسته میشن و شب و روزشون رو با فکر عشق های مجازیشون سر می کنن. به نظر شما  کدوم یکی از این رابطه ها درسته و به سود دو طرفه؟

به نظر من هیچ کدوم از این رابطه های اینترنتی به درد بخور نیستن . همیشه باید یه حد تعادلی واسه هر چیزی وجود داشته باشه توی رابطه ها و دوستی های اینترنتی هم همین طور.

 

مثلا تا حالا با خودتون فکر کردین که چقدر توی این چت کردن ها حرف های بی ربط رد و بدل می کنین؟ چرا یاد گرفتیم که همیشه جنبه نادرست و بد یک قضیه رو نگاه کنیم.

 

وقتی هم که چت می کنیم هیچ سودی از این رابطه ی دو طرفه نمیبریم.

 

من یکی رو میشناسم که با استفاده از همین اینترنت و پدیده ی چت تونست پایان نامه دانشگاهش رو به اتمام برسونه و لیسانسش رو بگیره.

 

قضیه از این قرار بود که ندا یک پزشک ایرانی در کانادا اشنا میشه(از طریق چت) بعد وقتی که به ان پزشک می گه که خودشم توی رشته پزشکی تحصیل می کنه و در حال حاضر داره تحقیق می کنه در مورد یه موضوعی تا پایان نامه دانشگاهشو تحویل بده اون جناب پزشک هم برای این که به ندا کمک کنه و اون سریع تر بتونه لیسانسش رو بگیره 

 چند تا کتاب پزشکی و کتاب هایی که اصلا توی ایران وجود نداره و نایابه و به درد تحقیق ندا هم می خورده پست می کنه. و ندا جون هم پس از گذشت سه هفته لیسانسش رو می گیره و دوباره اون کتاب هارو برای اون جناب پزشک پست می کنه .

دیدید چقدر خوب میشه از این پدیده ی چت استفاده کرد و سود برد؟ می دونید چقدر می تونید زبان انگلیسیتون رو با همین چت کردن تقویت کنید با ادمای دیگه از کشور های مختلف اشنا بشید با اداب و رسومشون اعتقاداتشون. شما وقتی که وارد نت میشید انگار دارین دور دنیا رو می گردین پس سعی کنید که درست ازش استفاده کنید

 

من نمی گم چت چیز بدیه چت نکنید نه من می گم که به جای گفتن حرف هایی که همش وقت تلف کردنه سعی کنید که زبان انگلیسیتون رو خوب کنید بعد با ادمای مختلف از کشور های گوناگون اشنا بشید. این طور چت کردن و یاد گرفتن  مثل این می مونه که وارد کشور های مختلف شدید و دارید با ادمای اون کشور ها گفتگو می کنید و لذت میبرید.

مثله این میشه که دور دنیا رو گشتین و چیز های زیادی از ملیت های مختلف یاد گرفتین غیر از اینه؟

 

پس از همین الان و از همین حالا تصمیم بگیرید که از پدیده ی چت  و اینترنت فقط و فقط در جهت مناسب و درستش استفاده کنید و بیخودی وقتتون رو صرف ایمیل های بی مورد و چت هایی که شما رو از کار و زندگی دور می کنند و چیزی به اطلاعات شما اضافه نمی کنند نکنید.

 

عزیزای من سعی کنید که هر روز به اطلاعاتتون رونق ببخشید  

خب من دیگه خیلی پر حرفی کردم. ولی ازتون یه خواهش دارم و اونم اینه که هیچ وقت اسیر عشق های مجازی و اینترنتی نشین چون سر و ته نداره

توی دنیای نت دروغ و نیرنگ و ریا زیاد هست حواستون حسابی جمع باشه حسابی

 

موفق باشید.

نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 15:25 توسط جعفری| |
من برای اولین باره که میام به وبلاگتون یه سوال داشتم خوشحال میشم بتونید کمکم کنید
من می خوام بدونم چرا جهان پیرامون ما باید بازتاب نیروی درون ما باشه؟

 

سلام

این سوال یکی از دوستان بود که در قسمت نظرات وبلاگ گذاشته بودن.

و اما جواب....

دوست خوبم

این سوال از دیدگاه های مختلف میتونه تحلیل های متفاوتی داشته باشه!!

میتونید راجع به دیدگاه های متفاوت مثل فیزیک کوانتوم ، اسلام و .. تحقیق کنید.

و اگر بخواهید به این موضوع از دیدگاه روانشناسی نگاه کنید میتونم بگم..

این اصطلاح که میگن  جهان پیرامون ما بازتاب نیروی درون ماست این طور تحلیل میشه":

نیروی درون ما از افکار ما سرچشمه میگیره و افکار ما مسلما میتونه تو زندگی ما تاثیر گذار باشه..

وقتی ما به چیزی فکر میکنیم و این افکار همیشه ما رو درگیر خودش بکنه ناخود آگاه تمام کارهامون به سمت رسیدن به اون  فکر میره و در نتیجه اون فکر به هدف تبدیل میشه و اینقدر ذهنمون با فکر کردن به اون هدف مشغول میشه که کم کم بهش علاقه مند میشیم و قطعا انسان به صورت ذاتی به دنبال علائقش میره. در نتیجه به هدفت میرسی یا حداقل تلاش میکنی که به هدفت برسی و به این ترتیب تمام وقتت به تلاش میگذره و تو این شرایط انسان احساس موفقیت میکنه و خودشو پیروز میدان میدونه.

 

و این در روانشناسی یعنی به اوج رسیدن. شما به اوج جایگاهی میرسی که شایستگیشو داری و از خودت انتظار داری.

پس برای رسیدن به اوج هست که میگیم  باید جهان پیرامون ما بازتاب نیروی درون باشه.

 

امیدوارم تونسته باشم کمکتون کرده باشم هرچند این نوشته ها برای توضیح این موضوع بسیار کوتاه و کم هستند. 

نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 15:2 توسط جعفری| |
معيارهاي ازدواج

ازدواج مقدس‌ترين كلمه زندگي است و شيرين‌ترين خاطره هر فرد در عمر خويش است، ازدواج پيوندي آسماني در عرصه زندگاني است كه سلامت روح و روان و تأمين سعادت و بهروزي زوجين را تضمين مي‌كند. در فرهنگ اسلامي،  ازدواج مايه شكفتن غنچه‌هاي عشق در گلستان زندگي و پيوستن زوج‌هاي مكمل در عرصه رشد و بالندگي است چرا كه روياهاي شيرين و شگرف جواني، تنها در پرتو شعاع خورشيد زندگي مشترك تعبير مي‌شود و در سايه گذشت، تفاهم و تلاش مشترك با واقعيت‌ها و حقايق زندگي اجتماعي تطبيق داده مي‌شود.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 20:57 توسط جعفری| |

امروز براي زياد دوست داشتن،افراد بيشتر

به هم توجه ميكنن ولي بايد فهميد،بايد دانست

كه دوست داشتن زياد نبايد طوري باشد كه طرف مقابل

رادرزندگي محدود كنيم بله محدود. ما بعضي وقتها

 آنقدر خود خواه ميشويم كه ديگران را به خاطر

اينكه دوست داريم وعلاقه زيادي به آنها داريم

محدود ميكنيم دردوست داشتن بهتراست اين رابطه

راحاكم كنيم كه ما به همديگر خيلي اهميت ميدهيم

 و دراين راه به هم زياد اعتماد داريم لازم است بدانيد

 از نظر رواني اگر شخصي رادر محيط مجازي

با تفكر مثبت بارور كنيم به آن شخص فرصت

داده ايم تا خود او هم به ما هم به خود اعتماد زيادي

داشته باشد بعضي ها فكر ميكنن اگر كسي رو كه دوست دارن

محدود كنن وهميشه اونو كنترول و تحت نظر داشته باشن

 اينطورهم دوست داشتن رونشون ميدن هم

 مواظب عشق خودشون هستن اما نه اگر ما شبانه روز كسي رو

كه دوست داريم تحت نظر داشته باشيم اما انگيزه اعتماد رو به

اون تزريق نكيم مطمئن باشيد اونو از دست ميديم

بهترهميشه به هم اعتماد داشته باشم و دورا دور مواظب

 عشق خودمون باشيم و به اون ثابت كنيم كه واسه ما ارزش زيادي داره

به هم فرصت اعتماد بدهيم.

 

نوشته شده توسط زهرا سپهری

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 15:25 توسط جعفری| |
 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:

- ( من) دوستت دارم

- ( من) برات می میرم  

- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه

- ( من ) همیشه به فکر توام

-( من) را فراموش نکن

- ( من ) از تو رنجیدم

در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.

جمله معشوق است و عاشق پرده ای

زنده معشوق است و عاشق مرده ای

2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».

هر چه جز عشقست، شد ماکولِ عشق

دو جهان یک دانه پیش نَولِ عشق

دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد؟

کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد؟



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 14:30 توسط جعفری| |
بعضی از دوستان خوبم پرسیده بودن باید شب خواستگاری چه سوالاتی مطرح بشه.

 

ترجیح میدم به جای دیکته کردن چند تا سوال تکراری و غیر قابل تغییر بهتون یاد بدم چطور سوالاتتونو بپرسید که شناختی نزدیک به شناخت کامل نسبت به طرف مقابلتون پیدا کنید.

 

پیشنهاد من اینه: لطفا برای خواندن مطلب مورد نظر به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 19:37 توسط جعفری| |

همیشه لبخند بر لب داشته باشید. با تبسم هم خود آرام می گیرید وهم اعتماد به نفس را در وجودتان پرورش

می دهید. تبسم و خندیدن موجب ترشح هورمونی در مغز می گردد کهترشح آن هنگام درد سبب تسکین درد

می شود و احساس خوبی را در شما ایجاد می کند.

تنفس عمیق را تمرین کنید. بیشتر افراد افسرده و بدبین بدون استثنا تنفس سطحی دارند. هنگام دم و بازدم

 عمیق اکسیژن بیشتری به مغز می رسد و کارایی مغز و چاره جویی و تدبیر و خلاقیت آن دو چندان می

شود.همچنین تنفس عمیق ارامش عضلانی و روحی را به همراه دارد.به سلامتی خود توجه داشته باشید.

توجه به نیازهای جسمی و روحی باعث می شود که سالم و پر انرژی باشید و همین مسئله شما را برای

روبرو شدن با حوادث تلخ زندگی آماده می سازد. کلام و سخنانی که بر زبانمی آورید , بر احساس و طرز

تفکرتان تاثیر می گذارد. کلام منفی احساس منفی را در شما به وجود می آورد.

 بنابراین هیچگاه نگویید که من ادم ضعیف و بی اراده ای هستم....

همیشه شکست می خورم....آدم خجالتی هستم و .... تصویر ذهنی خود را دگرگون کنید و یک تصویر

 امکاناتی برای لذت بردن از آنها وجود دارد. در زندگی به دنبال کسب موفقیت باشید. پیروزی و کسب موفقیت

هرچند کوچک در زندگی برای رضایت داشتن از زندگی بسیار موثر است. حتما شما هم بعد  از هر پیروزی و

 موفقیتی احساس می کنید که دنیا به رویتان لبخند می زند و وجودتان از شور و شعف انباشته می شود. پس

 برای رسیدن به اهدافتان و موفق شدن تلاش کنید تا بتوانید نسبت به زندگی دید خوبی داشته باشید.

به خدا توکل کنید . اعتماد و توکل به یک موجود عالی و بلند مرتبه همواره مانند یک سوپاپ اطمینان عمل

میکند. کسانی که از خدا طلب هدایت و کمک می کنند, در بدترین شرایط زندگی همواره به تغییر و دگرگونی و

نجات از وضعیت نابسامان خود امیدوار هستند. اگر انسانی بدبین هستید که فکر می کنید سرنوشت بدی

گریبانگیر تان شده است , به خداوند توکل کنید. اعتماد به خدا یک نیروی عظیم را در وجودتان بیدار می کند و

هر گونه ترس واحساس شکست را در شما از بین می برد. هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید با خود بگویید:

(( امروز به خدا توکل می کنم و اداره امور را به  او می سپارم.))

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 22:13 توسط جعفری| |